تبلیغات
h جهاد فرهنگی (از انسان بودن تا انسان ماندن ) کار بچه های شاتور - ادامه پست پایین
http://www.axgig.com/images/63925253836074439234.jpg
http://bachehayeghalam.ir/wp-content/uploads/2015/01/Letter4u.gif
منوی اصلی
مطالب پیشین
موضوعات وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما مشکل اساسی جامعه ما در حیطه فرهنگ کدام موضوع است؟







آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

این وبلاگ توسط بجه های شرق اصفهان روستای شاتور اداره می شود ما از امت حزب اله وسرباز سید علی خامنهای هستیم ما انقلابی هستیم
جستجو


آرشیو مطالب
لوگوی دوستان

جهاد فرهنگی -کاری از بچه های شاتور

------------------------------------------ -------------------------------------------- سایت شهید حاج احمد کاظمی





کد موزیک آنلاین برای وبگاه
---------------------------------------------

گلدون وبلاگی اصفهان

مجموعه وبلاگی شرق اصفهان

کاربردی
ابر برچسب ها
ارسال شده در سه شنبه 26 خرداد 1394 ساعت 03:51 ب.ظ توسط بسیجی امام خامنه ای

مباد این بگذارم به مکر و آن بشوم

در این معامله­‌ها مفت رایگان بشوم

اگرچه بزم­‌نشینم، به رزم شهره‌­ترم

سکوت کرده‌­ام، اما به عزم شهره‌­ترم 

به شام بزم ظریفم، به روز رزم حریف

به روز رزم حریفم، به شام بزم ظریف

شکوه پنجه رزم حریف ایمانی

به خاکریز ظفر قاسم سلیمانی

دلی مقدس چون تیغ خون­چکان علی

و یا نه تیغ بلیغی است چون زبان علی

ز شور زندگی است این که مرگ می‌­جوید

مگر به اذن ولی جمله‌­ای نمی‌گوید 

علی به معرکه هم تیغ در هوا نزده است

به یک فراری هم زخم نابجا نزده است 

نه کشته است کسی را که زخم، کافیِ اوست 

نه زخم کرده تنی را که اخم، نافیِ اوست 

چنین حریفِ ظریفی خدا نصیب کند!

چنین ظریف حریفی خدا نصیب کند! 

ز خیمه دل به یکی لانه کبوتر کند

علی که خیمه ابلیس را ز بُن برکند 

گذشت و خیمه و خرگاه را به صحرا ماند

پرید و خیمه دنیا ز بال او جا ماند 

دلم علی ست، علی ذکر لحظه های من است

چه باک هر چه؟ خدای علی خدای من است

ز بندگان علی پیر ما یکی علی است

به بندگان علی، بنده علی ولی است

منم که بیرق ایثار روی دوش من است

جهان پر از خبر غیرت و خروش من است

به خوان نشسته‌­ام اما ز هفت خوان رَسته

فریب نان نخورد کاو ز بند جان رَسته 

به خوان نشسته‌­ام اما به چشم و دل سیرم

نه قورباغه­‌ام از هر چه آب و گل سیرم 

به غیر لقمه عزت، مرا صلا مزنید

تعارفم به مگر خاک کربلا مزنید 

که کربلایی ام و از بلا نپرهیزم

اگرچه راه ببندد یزید و چنگیزم 

به  جنگ و حیله و تحریم، من نمی­‌شکنم

به هیچ قیمت، قدر وطن نمی­‌شکنم 

زبان تیغ مرا هوش­تان شنیده بسی

ز دست غیرت من گوش تان کشیده بسی

شما کرید و سخن با شما اشاره بس است

برای کور همین سوسوی ستاره بس است 

وگرنه سینه من شعله شعله خورشید است

تمام عمر بهارم، که هر دمم عید است 

به شوق جلوه آن صبح لایزال خوشم

به بوی آمدنش با همین خیال خوشم 

چه بیمِ تیغ شما، آن سوار آمدنی است

سوار آمدنی، غمگسار آمدنی است 

مگر نه دستِ تهی، خیمه‌­های کِی کندم؟

مگر نَه­تان چو مگس از وطن پراکندم 

به بانگ وزوزتان باز دل نخواهم باخت

گُلی که یافته­‌ام را به گِل نخواهم باخت 

بهشت مردم شرقم، به غرب کی نگرم؟

دخیل کرببلایم، کجا به ری نگرم؟ 

چرا که مشق کنم، خط تیغ حرمله را ؟

چرا به گندم ری بازم این معامله را ؟ 

هزار بار اویسم، یمن یمن عشقم

خیانت و من؟ آخر چگونه؟ من عشقم! 

منم که بیرق این مردمان شیفته‌­ام

مباد این­که ببیند کسی فریفته‌­ام 

 منم که بیرق این خیل منتظر شده‌­ام

کجا به بند شوم؟ عطر منتشر شده‌­ام! 

مرا که شیشه عطرم ز سنگ باکی نیست

هزار نام خدا را ز ننگ باکی نیست 

طنین نام خدایم، اذان بندگی‌­ام

به هر کجا که دلی هست شور زندگی­‌ام 

من آن نیم که از این عشق­بازی آیم باز

چه شکر گویمت ای کارساز بنده‌­نواز 

به چشم بستن از این خوان عبور خواهم کرد

به پایداری و ایمان عبور خواهم کرد 

که دیده مردم جان­باز، دل به نان بازند؟

که شیرهای خطر، نرد استخوان بازند؟

مرا به وعده این، آن شدن محال بود

به یک دو وسوسه شیطان شدن محال بود 

به موج­‌های شهیدان قسم که می‌­مانم

در این خروش خروشان همیشه می­خوانم 

اگر چه دور، ندارم گمان که دیر شوند

مرا به لطف شهیدانه دستگیر شوند 

به ورطه­‌ای که سکون جز هلاک چیزی نیست

به غیر سجده، نصیبم ز خاک چیزی نیست


ابزار و قالب وبلاگ :: تم ویوز

گالری قالب وبلاگ